مدرسه ايي با چهار شاگرد
|
|
|
|
|
|
|

محبوبه حسين زاده
«وقتي لباس سربازي را که دو برابر خودم بود مي پوشيدم و بندهاي پوتينم را مي بستم، هرگز به فکرم نمي رسيد که به جاي سربازي، اول مهر به روستايي بروم و معلم مدرسه يي بشوم که در آينده به نام کم جمعيت ترين مدرسه ايران شناخته مي شود.» اينها را عبدالمحمد شعراني سربازمعلم 21ساله يي مي گويد که در روستاي جمال آباد کالو از توابع بندر دير در استان بوشهر، معلم چهار شاگرد است که هر کدام در يک پايه تحصيلي درس مي خوانند. شايد با قاطعيت بتوان گفت چيزي که باعث شد اين مدرسه، با نام کم جمعيت ترين مدرسه ايران مشهور شود، بدون شک نوشته هاي وبلاگي اين سربازمعلم جوان بود که در وبلاگي با نام «دير تش باد» از خاطراتش نوشت و البته همين نوشته هاي وبلاگي بهانه يي شد براي تهيه گزارش از اين مدرسه.
عبدالمحمد شعراني، 21سال دارد و داراي ديپلم برق. آخرين فرزند خانواده يي است که شش برادر و دو خواهر بزرگ تر از خودش هم فرهنگي هستند. از روزي مي گويد که قرار شد سربازمعلم بشود؛ «دانشگاه آزاد بوشهر قبول شده بودم. براي ثبت نام رفته بودم که برادرم از بندر دير زنگ زد و گفت آموزش و پرورش براي سربازمعلمي ثبت نام مي کند. من هم اسم نويسي کردم و مدارکم را به آموزش و پرورش تحويل دادم. با خودم فکر مي کردم با تدريس در روستا، هم دوره سربازي را مي گذرانم و هم به تحصيل در دانشگاه ادامه مي دهم. وقتي آموزش و پرورش ما را به عنوان سربازمعلم پذيرفت، در 18 خردادماه سال 84 يک دوره آموزشي نظامي دو ماهه و يک دوره فشرده يک ماهه هم در تربيت معلم بوشهر گذرانديم.»
چطور شد که روستاي جمال آباد کالو را انتخاب کردي؟ فقط براي اينکه خدمت سربازي را بگذراني؟ سربازمعلم روستاي جمال آباد کالو پاسخ مي دهد؛ «نه، معلمي را خيلي دوست داشتم. سال اول دبيرستان در پاسخ به معلم مان که مي خواست بداند چه شغلي را دوست داريم، گفتم معلمي در يک روستاي دورافتاده. و با انتخاب خودم دور ترين روستاي منطقه را انتخاب کردم و امسال هم باز به انتخاب خودم، به تدريس در اين مدرسه ادامه دادم در حالي که مي شد به روستاي نزديک تري بروم و سربازمعلم جديدي جايگزين من شود.»
عبدالمحمد شعراني در وبلاگش درباره روز اول مهر سال 85 نوشته است؛ «1- محل تدريس ما روستاي کالو غ20 کيلومتري ديرف مشخص شد.2- از مدرسه خبري نبود يک اتاق کوچک با سه ميز دانش آموز و يک ميز معلم و....3- تعداد دانش آموزان هم قابل شمارش نبود سه نفر. 4- ياد همه معلم هاي دبستانم بخير.» وقتي از او در مورد روز اول تدريس و اين پست وبلاگي مي پرسم، مي گويد؛ «روز اول مهرماه با معلم راهنما سوار موتور شديم و با کتاب هاي درسي بچه ها به روستاي محل خدمتم رفتيم اما مدرسه يي وجود نداشت و سه شاگرد مدرسه در حسينيه روستا درس مي خواندند. از بچه ها عکس گرفتم و در وبلاگم گذاشتم. بعد همه تشويقم کردند و خواستند خاطراتم را بنويسم. ديگر همه خاطراتي را که در مدرسه اتفاق مي افتاد مي نوشتم تا اينکه از طريق همين وبلاگ، برايم پيغام گذاشتند و براي تهيه گزارش تلويزيوني از اين مدرسه به روستاي جمال آباد کالو آمدند.»
مسوولان آموزش و پرورش منطقه بردوخون که روستاي جمال آباد هم تحت پوشش آنهاست، خانه يي را به عنوان مدرسه اين روستا خريداري کردند و امسال شاگردان مدرسه که حالا تعداد آنها به چهار نفر رسيده است، در اين مدرسه درس مي خوانند؛ «وقتي مدرسه را تحويل گرفتيم، پر از تورهاي ماهيگيري و وسايل دريايي بود. با کمک بچه ها و معلم راهنما، دستي به سر و روي خانه کشيديم و شد مدرسه کوچک ما. مدرسه ما هيچ امکاناتي نداشت و کم کم از آموزش و پرورش امکانات و کتابخانه براي مدرسه گرفتيم.»
شعراني، چهار شاگرد دارد که دو به دو خواهر و برادر هستند و البته نام خانوادگي همه آنها يکي است. مهدي کلاس اولي، پريسا کلاس دومي، حميده چهارمي و حميد کلاس پنجمي تمام شاگردان روستايي هستند که 40نفر جمعيت دارد و شغل همه مردان روستا ماهيگيري است. با تقسيم زنگ هاي کلاس به هر کدام از شاگردان در روز 45دقيقه وقت اختصاص داده مي شود براي درس دادن و درس پرسيدن و حل مساله و البته از وقتي مدرسه کامپيوتردار هم شده است کلاس فوق العاده کامپيوتر هم برايشان گذاشته مي شود. زنگ هاي ورزش را هم در کنار دريا که تا مدرسه فقط 10متر فاصله دارد، مي گذرانند.
عبدالمحمد شعراني سال گذشته از دانشگاه آزاد انصراف داد و امسال در رشته آموزش ابتدايي در همان دانشگاه شروع به تحصيل کرد تا در آينده هم بتواند به شغل معلمي ادامه دهد؛ «بعدازظهرها در بندر دير در يک شرکت کامپيوتري کار مي کنم تا بتوانم هزينه هاي دانشگاه آزاد را تامين کنم. امسال براي تدريس در روستاي جمال آباد کالو 70 هزار تومان حقوق مي گيرم اما سال گذشته 60هزار تومان حقوق مي دادند.»
فاصله روستاي جمال آباد کالو تا بندر دير 30 کيلومتر است و عبدالمحمد شعراني بايد هر روز براي رسيدن به مدرسه و برگشتن به بندر، با موتورسيکلت اين مسير را طي کند، البته فقط بخشي از جاده اصلي آسفالته است و بقيه مسير جاده خاکي است که به روستايي بدون آب لوله کشي ختم مي شود؛ هرچند اين روزها به دليل گزارش هايي که از اين روستا پخش شده مسوولان در حال آبرساني به روستا هستند.
عبدالمحمد شعراني که معلمي را همراه با وبلاگ نويسي مي خواهد و شايد در آينده بخواهد خاطراتش را به چاپ برساند، دلش مي خواهد سال بعد هم که ديگر سربازمعلم نيست باز در کوچک ترين مدرسه ايران به تدريس ادامه دهد. رئيس اداره آموزش و پرورش منطقه بردوخون، روزي که براي بازديد از اين مدرسه به صورت سرزده به روستا رفت، از بچه ها خواست آرزوهاي خود را نقاشي کنند و حسين هم عکسي از يک کامپيوتر کشيد و همين بهانه يي شد تا آقاي رئيس، کامپيوتر اتاق کار خود را به دانش آموزان اين مدرسه هديه بدهد. حالا ديگر در روستاي جمال آباد کالو، همه خانواده ها براي فرزندان شان کامپيوتر خريده اند تا از شاگردان شهري عقب نمانند؛ کامپيوترهايي که با آموزش هاي سربازمعلم روستا گاهي به اينترنت وصل مي شود تا دانش آموزان در عصر تکنولوژي و ارتباطات، عکس ها و گزارش هاي مربوط به کوچک ترين مدرسه ايران را مشاهده کنند.
منبع روزنامه اعتماد
|
|