
سال 73 شروع كار هنري اوست؛ نمايش «اتوبوسي به نام هوس». حضور جلوي دوربين هم براي اولين بار در سال 75 و در سريال «هواي تازه» برايش اتفاق افتاد اما نقطه عطف كارياش به كار در گروه كودك و نوجوان برميگردد؛ «سيب خنده» و «مجيد دلبندم». «سيب خنده» عنوان مجموعهاي است كه سالها پيش از شبكه يك روي آنتن ميرفت. مجموعهاي با بازيگران خوب و طناز كه هركدام به تنهايي در هر كاري حاضر ميشوند توانايي نشاندن سيب خنده را روي لبان مخاطب دارند. يكي از اين افراد يوسف تيموري است كه پس از كسب تجربه در تئاتر و پس از آن در تلويزيون و حضور موفق در چند كار روتين شبانه مثل «زير آسمان شهر 1»، «كوچه اقاقيا»، «زندگي به شرط خنده» و... نيز در سريالهاي مناسبتي سيما معرفي و راهي سينما شد.
گرچه اكثر نقشهايي كه در سريالها به عهده گرفت، شبيه به هم و بعضا تكراري بود اما به دليل استفاده بهينه از فرصتها از كليشه شدن فاصله گرفت به همين خاطر جزو معدود بازيگراني است كه هميشه در ذهن علاقهمندان به هنر نشسته است. او در سال 86، سال خوبي را در زمينه كاري سپري كرد؛ حضور در قريب به ده فيلم سينمايي.
با او به گفتگو نشستيم تا سيب خنده را توسط او به لبهايتان هديه كنيم.

سال 86 نسبت به گذشته خيلي پركار بودي...
تيموري: (در جواب اين سوال با خنده يك بله بلند و كشيده گفت و ادامه داد) خيلي زياد... جبران مافات كردم ديگه.
پس سال خوبي بود؟
تيموري: چرا كه نه؟!
اكثر اين كارها سينمايي بود؟
تيموري: بجز يك وجب خاك كه پخش شد از بين كارهاي پخش نشده، دو كار تلويزيوني و مابقي سينمايي.
اين مابقي يعني چند تا؟
تيموري: پنج يا شش تا. به نامهاي چشمك، موش، مجنون ليلي، در شب عروسي يك كار ديگه با قاسم جعفري و همينطور بعدازظهر سگي به كارگرداني مصطفي كيايي.
براي نوروز كاري براي پخش يا اكران نداري؟
تيموري: فيلم سينمايي مجنون ليلي به كارگرداني قاسم جعفري كه با گلزار، حميد گودرزي، حامد بهداد و الناز شاكردوست همبازي بودم، در نوروز اكران ميشه، همچنين «خواستگار محترم» كه سال 85 كار كردم.
در تمام اين كارها كه نام بردي باز همان نقش هميشگي را ايفا كردي؟
تيموري: در فيلمهاي سينمايي چشمك و در شب عروسي از همان سبك كمدي كه پيشتر داشتم استفاده شده يعني كمدي ديالوگ و كمدي موقعيت، فيلم «موش» به كارگرداني شاهد احمدلو كاملا متفاوت، جدي و كمي تلخ، (نقش يك سرباز عراقي را بازي ميكنم) مجنون ليلي هم كمي جدي است و مربوط به مشكلات اجتماعي جوانان. در كارهاي تلويزيوني هم در سريال خطشكن خيلي دور نيستم از آنچه كه مردم از يوسف تيموري تا حالا ديدند، متفاوت است اما نه خيلي.
چرا يوسف تيموري در كارهاي تلويزيوني اينقدر تكرار ميشه؟ دوست نداري چهره متفاوتي از خودت نشان دهي؟
تيموري: تلويزيون مخاطب عام داره، اگر قرار است كه تغيير ژانر بدهم بايد اين اتفاق كمكم و نامحسوس باشه. مخاطب تلويزيون عادت كرده يوسف تيموري را در اين ژانر ببينه، اما بيانصافي نكنيد، يوسف تيموري تكرار نشده، كارهاي تلويزيوني كه انجام دادم تفاوت كلي با هم داشته.
براي همين هم وارد كليشه نشدي...
تيموري: چون هيچگاه كسي رو تكرار نكردم... در سينما مهم نيست بازيگر پيش از اين چه كاري انجام داده براي همين هر قدر كه دوست داري ميتوني متفاوت باشي، چون مخاطب خاص داره پس باور پذيره. شما در كار شاهد احمدلو به نام موش يوسف تيموري كمدين رو نخواهي ديد، همون بازيگر طناز يك وجب خاك يا زير آسمان شهر و... اما براي تلويزيون اين قابل هضم نيست آن هم براي كسي مثل من كه در چند كار روتين حضور داشتم.
اما خطر كليشه براي هر تكراري وجود دارد، مگر اينكه موقعيت آن تيپ يا شخصيت كاملا متفاوت باشد...

تيموري: در سينماي هاليوود هر كمديني سبك خاص خودش رو داره، اينجا هم همينه. حرف شما رو قبول دارم اما در زمينه كمدي اين خطر كمتر وجود داره، شايد اگر قرار بود يك نقش منفي رو مدام تكرار كني، اين احتمال (يعني كليشه شدن) بيشتر وجود داشت. شايد من در تمام نقشهاي تلويزيوني يك پسر شيطون، تو سريخور و عاشق بودم اما همون كمدي و تكيه كلامهايي كه در هر كار متفاوت بوده و نحوه و شيوه اجرا كه بايد درست باشه، نميذاره وارد كليشه بشه، شما ببينيد چارلي چاپلين يا ووديآلن هم كار متفاوتي انجام ندادند، بلكه موقعيت متفاوت و برخورد با اتفاقات متفاوت كارشون رو جذاب ميكند. يا همين اكبر عبدي خودمون.
نقشهايي كه كار ميكني كاملا تعريف شده است يا يوسف تيموري خودش به نقشها المانهايي اضافه ميكنه؟
تيموري: خود نقش بهطور كلي تعريف شده اما شاخ و برگ اضافه كردنها و تكيه كلامها و ورجه وورجه كردن همه از خودمه كه با كمك كارگردان و همچنين بازيگر روبهرو در نقش به وجود ميآيد. مثلا سريال براي آخرين بار اگر امير جعفري نبود يا دركوچه اقاقيا اگر رضا شفيعيجم نبود، اون اتفاقات نميافتاد.
چرا قريب به يقين بازيگراني كه در «سيب خنده» حضور داشتيد مثل صالحي، عطاران، رضويان و... وارد عرصه طنز شديد؟
تيموري: در مورد من دليلش لذتي است كه از طنز ميبرم. من عاشق كمديام بقيه رو نميدونم.
حرفه خبرنگاري رو دوست داري؟
تيموري: خبرنگاري هم جزيي از خانواده كاري ماست، خبرنگاري هم يك هنر ديگه اما متاسفانه بودند و هستند افرادي كه سواد اين كار رو ندارند و در اين جايگاه قرار گرفتند و بعضا كاري ميكنند كه اول از همه به ضرر خودشون تموم ميشه.
در يك نشريه سينمايي، يك مصاحبه انجام دادي با امير جعفري با اين تيتر؛ «بيا دو ساعت نخنديم» آخرين ركوردي كه زدي همين دو ساعت بود؟
تيموري: همونجا هم طاقت نياورديم و مدام ميخنديديم.
نوروز كجا هستي؟
تيموري: قاسم جعفري صحبتهايي با من كرده در خصوص يك كار سينمايي كه اگر شرايط مهيا بشه، براي اين كار البته بجز پنج روز اول، با گروه دوبي هستيم.
پنج روز اول تهران هستي؟
تيموري: ترجيح ميدم فضاي خلوت و آروم تهران رو تجربه كنم.
بهترين عيدي كه گرفتي؟
تيموري: عيدت مبارك از طرف يك دوست.
محبوبه نصيري