اين چندمين نمايشگاه توست؟
افشاري: سومين، اولين نمايشگاه سال 80 بود كه گروهي برگزار شد، دومين نمايشگاه دو سال پيش برپا شد كه روي لباس نقاشي كرده بودم.
چند تا كار در اين نمايشگاه وجود داشت؟
افشاري: هشت تا كه يكي از آنها دچار مشكل شد و در نهايت هفت تا كار به نمايش درآمد.
همه اين آثار براي همين نمايشگاه كشيده شده؟
افشاري: همانطور كه ميدانيد در رشته نقاشي تحصيل كردم بيشتر اين كارها را براي دفاعيه آماده كردم كه بعد هم يكي، دو تا اضافه شد تا رسيد به اين نمايشگاه.
چهمدت طول كشيد تا تمام كارها آماده شد؟
افشاري: تقريبا يك سال و نيم، البته با يك وقفه 4 ماهه.
طراح لباس هم هستي، براي كارهايت شو هم برگزار ميكني؟
افشاري: طراحي لباس رو خيلي دوست دارم. شو برگزار ميكنم اما خيلي وقته كه اين كار رو انجام ندادم.
طراحي لباس رو بيشتر دوست داري يا نقاشي؟
افشاري: من درس نقاشي رو خوندم، دوست دارم طراحي لباس و نقاشي رو با هم تلفيق كنم مثل همون نقاشي رو لباس.
از نظر مالي خوب جواب ميده؟
افشاري: آره، خيلي. همون دو سال پيش نزديك به هشتاد غرفه بود كه همهاش فروش رفت، علاوه بر اون سفارش هم داشتم.
پس، اين علاقه و كسب درآمد به حرفه ديگري است كه بهاره افشاري رو در زمينه بازيگري كمكار كرده؟
افشاري: درآمدزايي هيچكدام از اينها به بازيگري نميرسه، ضمن اين كه كمكار هم نشدم، سه تا كار سينمايي به نامهاي «تسويهحساب» به كارگرداني تهمينه ميلاني، صد سال به اين سالها، سامان مقدم و «روابط» از ايرج كريمي انجام دادم كه هنوز اكران نشده.
كار تلويزيوني هم كه فقط سريال «روزگار قريب» را روي آنتن داري؟
افشاري: روزگار قريب اولين كارم در زمينه بازيگري بود كه پنج سال پيش مقابل دوربين رفت.
اصلا چي شد كه جلوي دوربين عياري رفتي؟
افشاري: من آن موقع مونتاژ ميكردم و به هيچوجه دغدغهام بازيگري نبود. حتي يادم ميآيد روز آخر كار به عياري گفتم، اين اولين و آخرين بازي من بود و ديگه بازي نميكنم كه جواب داد: «اين حرف رو به يك بازيگر ديگه هم زدم، تو بازيگر ميشي، گل ميكني و بازيگري رو ادامه بدي». خودش هم منو به افخمي معرفي كرد.
به نظرم در روزگار قريب پختهتر از «او يك فرشته بود» بازي كردي؟
افشاري: جدي؟! خودم اصلا اين طور فكر نميكنم هر چند نتيجه كارم رو در دوره هاشمي يه كمي دوست دارم. هميشه همينطوره، وقتي به ماجرايي فكر نميكني اتفاق بهتري ميافته.
كار با عياري سخت بود؟ چرا اينقدر بازيگران از كار با عياري واهمه دارن؟
افشاري: اتفاقا براي من بعد از عياري، كار سخت شد، چون به قدري كار در روزگار قريب برايم راحت بود كه عياري ميگفت: به قدري راحتي كه انگار داري زندگي خودت رو بازي ميكني. از اول فقط براي يك دوره قرارداد داشتم اما عياري از من خواست تست گريم بشم و براي دوره بعد يعني با ناصر هاشمي هم جلوي دوربين برم.
چرا بعد از عياري كار برايت سخت شد؟
افشاري: حدودا يازده ماه سركار عياري بودم، خرداد كه كارم تموم شد، اول تير رفتم براي او يك فرشته بود. ما در روزگار قريب روزي يك پلان نهايت سه تا پلان ضبط ميكرديم و در كار افخمي روزي چهار تا سكانس، اصلا باورم نميشد.
با اين تفاسير كار با عياري كه خيلي راحتتر از بقيه است.
افشاري: سختي كار با عياري به جهت حساسيت او روي كار بازيگران بهخصوص نابازيگرانه. او بارها و بارها يك پلان را تكرار ميكنه تا به مطلوبش برسه. ميلاني هم در سينما به همينقدر حساس است اما من تا حالا مثل عياري نديدم.
پيشنهاد ديگهاي نداري؟
افشاري: دو تا قرارداد سينمايي دارم كه انشاءا... از چند روز آينده كليد ميخورد.
پس كاملا سينمايي شدي؟
افشاري: آره ديگه، سينما رو ترجيح ميدم.
از چه جهت؟
افشاري: هم از اين بابت كه تخصصيتره و همزمان كمتري ميبره، ضمن اين كه نتيجه عملت رو ميبيني، در تلويزيون چيزي به نام جشنواره و فستيوال نداريم، يعني حس رقابتي وجود نداره.
يعني جشنواره از نظر تو معيار خوبيه؟
افشاري: كي تشويق رو دوست نداره؟!
خيليها معتقدند ملاك خوبي نميتونه باشه چون معيار خوبي براي انتخاب در جشنواره وجود نداره.
افشاري: بحث ملاك نيست. جشنواره و حس رقابت و ديده شدن در آدم ايجاد انگيزه ميكنه. اما تلويزيون هيچ حسي در آدم ايجاد نميكنه، كار ميكني هفتهاي يكبار پخش ميشه، بعد از اتمام كار هم از ذهن مخاطب پاك ميشي. در ضمن تو در تلويزيون خودت رو به مخاطب تحميل ميكني اما سينما اينطور نيست چون اگه دوستت داشته باشن پول پرداخت ميكنن براي ديدنت.
فكر ميكني براي او يك فرشته بود، هم اين اتفاق افتاد؟
افشاري: آخه فرشته آنقدر نقش خاصي بود كه مردم فراموش نميكنن، اما اگر كار خانم ميلاني اكران بشه كاملا با فرشته قابل مقايسه است از نظر خاص بودن خود ميلاني هم معتقده كه يكي از خاصترين نقشهاي سينماست.
در كل فيلم خاص است يا نقش تو؟
افشاري: هم نقش من و هم فيلم كه مطمئنم اگر پرفروشترين نباشد، يكي از پرفروشها خواهد بود.
مثل اين كه به جرگه متاهلين هم پيوستي؟
افشاري: نه بابا. هنوز مجردم. بعضي از مطبوعات به من لطف داشتند اما خبرشون كذب بود.
مجسمه آقاي بازيگر...
آنهايي كه گذرشان به خيابان سميهتهران انتهاي فرصت ميافتد و به خانه هنرمندان ميروند، به طور حتم مجسمه استاد انتظامي را كه هنرمندي بهنام كنگراني آن را ساخته، ميبينند. اين مجسمه از جنس خاصي ساخته شده و زماني كه آن را لمس ميكنيد، تصورتان اين است كه به يك انسان واقعي دست زدهايد... به تصاوير نگاه كنيد. باورش مشكل است كه اين استاد انتظامي است. البته مجسمه استاد، «آقاي بازيگر» ايران...
محبوبه نصیری