تنور آب در بينالنهرين
خداوند
درباره توفان نوح و برآمدن آب در منطقه بينالنهرين، حوزه نبوت نوح(ع) ميفرمايد: وقتي اراده الهي بر آن شد كه آب،
زمين را فرا بگيرد تنور فوران آب كرد و ما به نوح گفتيم از هر زوجي دو تا نر و
ماده و خانوادهات
مگر كساني كه درباره آنها صحبت شد و همچنين مومنان را انتخاب كن، عده بسيار اندكي
به نوح ايمان آوردند. پس نوح فرمان داد سوار شويد به نام خدايي كه حركت كشتي و
لنگر انداختن آن با اوست، به درستي كه پروردگار من بخشنده و مهربان است و كشتي در
آب برآمده از تنور، سرنشينان خود را در موج همانند كوهها ميبرد. در اين حال نوح خطاب به پسرش كنعان
يا يام كه در گوشهاي
خارج كشتي بود و از سوار شدن خودداري ميكرد فرمود: اي پسر عزيزم با ما سوار كشتي شو و با
كافران نباش.
پسر نوح
پاسخ داد، به زودي من خودم را به كوه ميرسانم و به آن پناه ميبرم كه مرا از غرق شدن در آب نگه ميدارد. نوح نبي(ع) فرمود: امروز هيچ نگهدارندهاي از اين امر الهي كه آب همه جا را فرا
بگيرد نيست مگر كسي كه رحم خداوند شامل حال او شود. پسر نوح با پدر مخالفت كرد،
راه كوه را پيش گرفت و كشتي نوح را سوار نشد، موج آب بين پدر و پسر حائل و پسر نوح
در آب غرق شد.
آب فروكش ميكند
وقتي آب
بالا آمد و كشتي نوح در درياي مواج به حركت درآمد و كافران در آب عذاب الهي غرق
شدند خداوند به زمين فرمان داد: «اي زمين آبت را فرو ببر و اي آسمان از بارش
خودداري كن»، آب در سطح زمين فروكش كرد، امر الهي پايان يافت و كشتي نوح بر كوه
جودي پهلو گرفت و چنين گفته شد كه بر قوم ستمگر دوري و هلاكت باد.
بنا به نقلي
مدت توفان نوح شش ماه از دهم رجب تا دهم محرم بود و كوه جودي در منطقه خاورميانه،
موصل عراق يا شام سوريه و حتي در بعضي از نقلها كوههاي آرارات ارمنستان و مناطق ديگر گفته
شده است. اصل اين واقعه، قرآني و قطعي است ولي اخبار دقيق و قطعي از جزئيات آن
وجود ندارد. همچنين نقل شده است نسلهاي
انساني از فرزندان نوح بدين شكل است كه نژاد فارسها، عربها و روميها از نسل سام پسر نوح و سياهان از نسل
حام هستند و به همين جهت او را ابوالسودان ميناميدند و تركها، مغولها و نژاد زرد از نسل يافث هستند كه با
تكثير نسل آنها نژاد بشر در پهنه زمين گسترش يافت.
تقاضاي نوح از
خداوند
هنگامي كه
كنعان زير بارش باران و بالا آمدن آب به كوه پناه ميبرد نوح نبي(ع) احتمال غرق شدن و به
هلاكت رسيدن او را ميدهد
و به محضر خداي بزرگ عرض ميكند:
اين پسرم كنعان از اهل و خانواده من است و شما وعده دادي كه اهل مرا نجات ميدهي و وعده تو حق است و شما حكمكنندهترين حكمكنندگان هستيد و اين در حالي است كه من
ميدانم پسرم غرق خواهد
شد يا در حال غرق شدن است.
نوح نبي(ع)
با يك مقايسه كل و جزء از خانواده و پسرش كنعان ميخواست نزد خداوند استدلال كند كه حسب
وعده خداوند كنعان بايد نجات پيدا كند چون خداوند خطاب به نوح فرموده بود خانوادهات نجات پيدا ميكنند و كنعان نيز جزء خانواده نوح بود
اما خداوند پاسخ تند و سختي به نوح ميدهد.
انديشه و فرهنگ
ايران
اسلامي يا اسلام ايراني
تاريخ كشورمان ايران به حضور سه قوم بزرگ آريايي پارتها در شمال شرق، خراسان بزرگ و مادها در
شمال غرب و زاگرس و پارسها
در ناحيه غرب و دشتهاي مركزي و
جنوب به بيش از دو هزار و پانصد سال قبل تاريخ معاصر بر ميگردد. ملت يكپارچه ايران علاوه بر قوم ساكن ايلاميها از سه قوم بزرگ آريايي پارتها، مادها و پارسها تشكيل شد. ابتدا در ايران حكومت مادها به مدت 150
سال تشكيل شد و آئين زرتشت در سال 628 قبل از ميلاد بين ايرانيان رواج يافت آنگاه
پارسيان بر آنها حمله كردند و حكومت هخامنشيان را به مدت220سال تشكيل دادند. حكومت
هخامنشيان مورد حمله غربيها
به سردكردگي يونانيها و اسكندر
مقدوني قرار گرفت و متلاشي شد و جانشينان اسكندر حكومت سلوكيان را به نامداري
سردارشان سلوكوس به مدت180 سال تشكيل دادند. از قوم پارت دلاوران برخاستند و حكومت
سلوكيان را متلاشي كردند و حكومت اشكانيان را به مدت474سال در ايران تشكيل دادند و
در عصر حكومت اشكانيان عيسي مسيح(ع) در فلسطين به نبوت رسيد و روميان را به توحيد،
نماز، زكات و... دعوت كرد و باز از پارسيان بر حكومت اشكانيان پارتي تاختند و به
مدت427سال حكومت ساسانيان را تشكيل دادند، ساسانيان با غربيها اين بار به سركردگي روميان بر سر مناطق مصر در شمال
آفريقا و يمن در جنوب شبه جزيره عربستان و ارمنستان در شمال غرب درياي مازندران به
جنگهاي فراواني
پرداختند و هزينه سنگيني را بر ملت محروم ايران به ويژه طبقه رعايا تحميل كردند.
حكومت ساسانيان با ظهور اسلام، دين محبت و برادري در
شبه جزيره عربستان و حمله مسلمانان سقوط كرد و ملت ايران آيين اسلام آخرين پيامبر
الهي(ص) را پذيرفت، اقوام بزرگ آرياييان در خراسان بزرگ، شمال و شمال غرب از كوههاي البرز تا زاگرس و دشتهاي وسيع فارس همه مادها، پارتيان،
پارسيان و ايلاميها توحيد الهي و
نبوت نبوي(ص) را ايمان آوردند و كتاب خدا قرآن مجيد به سرعت در ايران جايگاه رفيعي
پيدا كرد و نوابغ ايراني به محوريت كلام خدا و سنت رسول خدا(ص) مراكز علمي متعدد و
كتابهاي گرانقدر بيشماري تاسيس و تاليف كردند. ايرانيان با
اسلامي مواجه شدند كه قانونمندي كامل الهي را با خود به ارمغان آورده بود. اسلامي
كه وامدار هيچ ملت و
قومي نبود بلكه اين ملتها و
اقوام بودند كه وامدار معارف اسلام
ناب محمدي بودند معارف اسلام ناب محمدي بر پايه تبيين سنت رسول خدا(ص) توسط اوصيا
دوازدهگانه آن پيامبر
الهي عليرغم همه استبدادها، جنايتها و
مصيبتها نظير فاجعه
كربلا شكل گرفت.
دوازده وصي داشتن پيامبر اسلام(ص) مورد اجماع و اتفاق
دانشمندان حديث شيعه و سني است گرچه در مورد تعيين مصداقهاي آن اوصيا اختلاف است اما اصل وصيت و تعداد اوصياء
اجماعي شيعه و سني است. اوصياء پيامبر اسلام هرگز وامدار هيچ ملت و قومي نبودند كه
آن ملت بخواهد دين اسلام را از قوميت آنها به جهانيان ارائه كند بلكه اوصياء
پيامبر اسلام معارف الهي را به جهانيان عرضه كردند و مردم جهان وامدار آن معارف
اصيل در حوزه فرد، خانواده و جامعه شدند. امتنان داشتن جهانيان به ويژه
ملت ايران از اوصياء كرام پيامبر اسلام به ويژه حضرت وصي اول و اعظم حضرت موليالعارفين و المجاهدين، اميرالمومنين
علي(ع) افتخار دو جهان را نصيب ملت ايران كرد و ايران را به وصف كمال اسلامي موصوف
ساخت و ايران اسلامي بعد از سالها
ظلم و ننگ سلاطين جور و نژادپرست به جهانيان معرفي شد و اين به معناي اسلامي شدن
ايران است نه اينكه اسلام،
ايراني شده باشد. سنت صحيحنبوي
از كانون زلال معرفت اوصياء پيامبر اسلام به ملت ايران ارمغان داده شد نه اينكه ملت ايران معرفتي اصولي به اسلام ناب
محمدي(ص) افزوده باشند. عدهاي
كه همواره بنا به عللي كه بر اهلش پوشيده نيست مايل هستند در غير رشته تحصيلي و
تخصصشان اظهار نظر
درباره اسلام و عدالت اسلامي كنند و هر از چندگاهي بر طبلي ميان تهي بكوبند تا
خودي براي مقصدي نشان دهند چنين وانمود ميكنند كه اسلام وامدار ملت ايران است و ما اسلامي ايراني داريم. هرگز چنين نيست
اسلام مجموعه معارفي است كه از كتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) براي رحمت بشريت درحوزه
انديشه و عمل فهم ميشود
و وام دار هيچ ملتي نيست و همه مردم جهان از جمله ايرانيان مي توانند با تحصيل در
دين اسلام فهم كلام خدا را از قرآن كتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) را از قول، فعل و
تقرير حضرت ايشان يا بنا به گزارش اوصياء كرام ايشان اتخاذ كنند و اسلام در انحصار هيچ ملت و قومي نيست. رسول دين
اسلام رحمت براي همه جهانيان و عالميان است و اسلام دين جهاني است.
احمد اسماعیل تبار